مصاحبه: هالسی مینور در زمینه نوآوری در دنیای بلاکچین [قسمت 2]

مصاحبه: هالسی مینور در زمینه نوآوری در دنیای بلاکچین [قسمت 2]

Halsey Minor یک است کارآفرین مشهور جهان مشهورترین افراد برای تاسیس CNET Salesforce.com ، Uphold و Minor Ventures است. او همچنین بنیانگذار LivePlanet, یک سیستم ضبط ، توزیع و کسب درآمد از پایان به انتها برای فیلم غوطه وری ، و VideoCoin, یک پروژه محاسباتی توزیع شده با هدف ذخیره ، رمزگذاری و پخش جریانی فیلم با نرخ مقرون به صرفه ، کارآمد و پایدار.

این قسمت دوم مصاحبه دو بخشی است – اگر قسمت اول Halsey Minor و VideoCoin را از دست داده اید ، در اینجا می خوانید. مصاحبه زیر در درجه اول به نوآوری و کارآفرینی با فن آوری های جدید ، مشکلات سیستم بانکی فعلی ، مقررات ، چشم انداز جهانی و چگونگی تقابل صنعت ارزهای رمزنگاری با صنعت نوپای اینترنت در اواسط تا اواخر دهه 90 تمرکز دارد..

صفحه اصلی VideoCoin.

صفحه اصلی VideoCoin.

یادداشت سردبیر: فرصتی برای مصاحبه با هالسی مینور بسیار جالب بود و ما مطمئن شدیم که س seriesالات مختلفی را به او می گوییم که به وی اجازه می دهد جنبه های مختلف دنیای ارز رمزنگاری شده را از سری منحصر به فرد تجربیات سطح بالا خود ، روشن کند. س saveالات برجسته با حروف كج و حروف كوتاه برای نجات خوانندگان از بحث و گفتگوهای مصاحبه كننده ما (كوتاه) ، كوتاه شدند.

الکس: شما بسیار به هسته اصلی توسعه زیرساخت های اینترنت نزدیک شده اید. اساساً ، شما ظهور اینترنت را دیده اید ، افزایش رسانه های اجتماعی را دیده اید و تاثیری را که بر جامعه گذاشته است ، مشاهده کرده اید. نظر شما در مورد ظهور بلاکچین در متن آن تحولات چیست?

هالزی: زمانی که من مشغول کار CNET و جری یانگ یاهو بودیم ، تمام کاری که ما می کردیم این بود که این پایگاه های داده را بگیریم و به نوعی قفل آنها را باز کنیم و اساساً آنها را رایگان بدهیم. مثل چیزهای ساده مثل آب و هوا بود. من با یاهو هوا می گیرم ، بنابراین هنگام پرواز به نیویورک ، می دانستم دما چیست. این یک تکامل بود زیرا به شما امکان می داد چگونگی بسته بندی را بلد باشید ، که به نظر یک چیز احمقانه و احمقانه است. اما آنچه که من فکر می کنم در مورد بلاکچین بسیار قدرتمند است برای اولین بار است ، این امکان را برای شما فراهم می کند تا همزمان اطلاعات و پول را به اشتراک بگذارید. چندین بار وجود دارد که در روزهای ابتدایی اینترنت می توانید به یک اتاق بروید و در حال مذاکره برای انجام کاری هستید. مثلاً ، به عنوان مثال ، ما محتوای خود را به یاهو می دهیم و معنای آن این است که هر دو طرف به طرف دیگر نگاه می کنند و می گویند ، خوب ، شما هستید که می پردازید. شما می توانید به یاهو بگویید ، ما محتوای شما را دریافت می کنیم ، شما پرداخت می کنید.

بررسی CNET از

بررسی CNET از “تلفن های وب” در سال 1996. از طریق web.archive.org

و آنها مانند ، نه ، ما در حال گسترش نام تجاری شما در همه جا هستیم ، شما به ما پول می دهید. بنابراین ، کل مسئله پیرامون پرداخت در کل سطوح واقعاً مشکل ساز بود. در درجه اول ، فقط به این دلیل که انجام آن سخت بود. در واقع چگونه حقوق مردم را پرداخت می کنید؟ و چیزی که باعث شد بیت کوین واقعاً مردم را بلند کند و مورد توجه قرار دهند این واقعیت است که این کشور بدون کشور است و من می دانم که مردم همیشه این حرف را می زنند ، اما اگر به آن فکر کنید ، اولین بار است که می توانید به مردم در هرجایی پول پرداخت کنید بدون مجبور به جابجایی پول از طریق سیستم بانکی.

بدیهی است ، اینکه بتوانیم آن را به سرعت بین دو نفر جابجا کنیم ، بسیار عالی است. اما این واقعیت که بدون مرز است ، این امر دریچه ای برای برنامه هایی مانند ما باز کرده است که اگر مجبور باشیم از سیستم سنتی برای جابجایی پول استفاده کنیم ، هرگز نمی توانند وجود داشته باشند. ما به دو چیز اساسی اعتماد می کنیم ، توانایی جمع آوری اطلاعات در مورد هر سرور ، ظرفیت آن و آنچه انجام شده است و بسته بندی این اطلاعات با پول. و بنابراین ، در این سطح بسیار بسیار بالا ، شما چیزی بدست آورده اید که فقط به آن روش در مورد آن فکر می کنید. اینترنت اطلاعات را آزاد می کرد و این بار ما اطلاعات و پول را اجاره می کنیم و فقط خدا می داند که ما را تا کجا خواهد برد.

فقط پول بدون حاشیه که به یک سرویس یا محصول خاص متصل است. فقط سطح بالاتری از کارایی که از طریق استفاده از بلاکچین برای هر کاری حاصل می شود ، فکر کردن در مورد آن بسیار دیوانه است. دنبال کردنش یک سفر بسیار هیجان انگیز است. دوست دارید افرادی که این مصاحبه را خوانده و یا گوش داده اند با چه چیزی ترک کنند?

من فکر می کنم این صنعت در حال گذراندن خواهد بود و همین حالا هم این فراز و نشیب های باورنکردنی را تجربه کرده است و اینترنت کاملاً به همان درجه نبوده است. از زمان شروع به انجام این کار ، هنگامی که برای اولین بار این کار را شروع کردم ، بیت کوین جاده ابریشم بود. آنها یکسان بودند و به سختی می توان گفت ، خوب ، من کاری بیت کوین انجام می دهم زیرا جاده ابریشم آنچه بیت کوین انجام می دهد تعریف کرد. من فکر می کنم ، همانطور که گفتیم ، مهم نیست که SEC چه می گوید ، مهم نیست که چینی ها چه می گویند ، این یک نوآوری واقعی است و یکی از دلایلی که می بینید مردم از آنچه اتفاق می افتد سو takingاستفاده می کنند این است که اتفاق بسیار اساسی رخ می دهد که شما همیشه می خواهید افرادی ظاهر شوند که سعی می کنند از تمایل مردم برای سرمایه گذاری استفاده کنند.

این اتفاق در اینترنت افتاد و وقتی اینترنت در سال 2000 ذوب شد ، نه تریلیون دلار ضرر کرد. اما خیلی سریع خودش را بالا برد و تعداد زیادی شرکت داشتید که از این طریق تشکیل شده اند. آنها مانند آمازون به ارزشمندترین شرکتهای جهان تبدیل شده اند و بسیاری از ایده هایی که در دهه 90 شکست خوردند بعداً در سال 2000 موفق شدند.

بنابراین ، من فکر می کنم تجربیات من در مورد گذراندن هر دو مورد این است که سرمایه گذاری بیش از حد مهم است زیرا مهمترین چیز این است که همه ایده ها تأمین شوند ، بنابراین ایده های خوب باعث می شوند. من به مردم می گویم بسیار خوب خواهد بود اگر مردم فقط ایده های خوب را تأمین كنند ، بنابراین مردم بابت ایده های بد ضرر می كنند. اما هیچ کس واقعاً نمی داند که بعضی اوقات ایده های خوب و بد تا زمانی که آزمایش نشوند چیست.

بنابراین ما واقعاً به دوره هایی از این دست احتیاج داریم که در آن افراد سرمایه های پر خطر را به جان بخرند و در مشاغلی سرمایه گذاری کنند که آینده آنها واقعاً ناشناخته است. این بدان معنا نیست که مردم نباید در مورد چگونگی سرمایه گذاری بسیار هوشمند باشند. اما اساساً داشتن چیزی که در جریان است کارآمدترین راه برای حرکت سریعتر جامعه به جلو است. این یک چیز خوب است و من همه طرفدار SEC هستم که افرادی را که مرتکب کلاهبرداری می شوند ، بیرون بیاورد ، اما همچنین برای ادامه جریان سرمایه بسیار خوب است ، زیرا ، همانطور که گفتم ، این چنین است که شما جامعه را سریعتر حرکت می دهید.

فکر کردن در مورد چگونگی داشتن اولین مزیت متحرک بدون داشتن تناسب در بازار محصول بسیار دیوانه است و این بدان دلیل است که هیچ کس واقعاً نمی داند این پروژه ها به کجا می روند. مثلاً چیزی مانند Crypto Kitties احمقانه به نظر می رسد ، اما پس از آن شما مانند آن هستید ، صبر کنید ، آنها یکی از اولین کالاهای جمع آوری نوزادان دیجیتال عزیزم هستند که می تواند یک صنعت میلیارد دلاری باشد و جهانی است.

دقیقا. نوزادان Beanie به دلیل eBay به Beanie Babies تبدیل شدند. چیزهای احمقانه می توانند به ایده های میلیاردی تبدیل شوند. تایم وارنر ، من فکر می کنم 3،000،000،000 دلار برای بچه های Beanie درآمد کسب کرد. همه باید از آن طرح تجاری می خندیدند.

نوزادان Beanie

نوزادان Beanie

شما می بینید که همه جنبه های حواس پرت دنیای استارت آپ در یک اکوسیستم جهانی بسته بندی شده است. اما پس از آن شما حتی چیزهای دیوانه کننده تری پیدا کرده اید ، اما آنها در زنجیره بلوک هستند و جهانی هستند. این پایگاه کاربری بالقوه شما را در ضرب های عظیم چندین برابر می کند.

من باید CNET را با سرعت اینترنت رشد می دادم. بنابراین ، وقتی CNET را راه اندازی کردم ، 300000 نفر در اینترنت بودند. هنگامی که من از سال 1995 تا 2000 شروع به کار کردم وقتی ترک کردم ، سرعت رشد من با سرعت رشد در اینترنت مشخص شد. اکنون ، شما 2.7 تا 3 میلیارد نفر دارید که اگر برخی از برنامه ها شروع به کار کنند ، می تواند به صورت 500،000،000 کاربر ، تقریباً یک شبه منفجر شود.

به همه افرادی که قرعه کشی می کنند فکر کنید. که در واقع توسط دولت اداره می شود. شما بلیط خود را می گیرید و می توانید بسیار موفق باشید. دولت ها این خدمات را به مردم ارائه می دهند. من شخصاً فکر می کنم مردم خیلی بهتر است که پول خود را به قرعه کشی نگذارند بلکه سعی کنند بفهمند که شرکت های خوب چه هستند زیرا مردم می توانند درآمد بیشتری نسبت به حتی قرعه کشی داشته باشند..

ایده هایی مانند Beanie Babies ، در چهره ، و ممکن است کاملاً مضحک به نظر برسد اما این فناوری eBay است که اجازه می دهد این اتفاق بیفتد. امید بزرگ من این است که SEC وارد عمل نشود ، آنها به افرادی که آدمهای بد هستند بچسبند. و اگرچه فکر می کنم آنها نوآوری را در خارج از کشور هدایت می کنند ، اما با آسیب رساندن به افرادی که به طور مشروع سعی در ایجاد خدماتی دارند که به طور مشروع کارهای مهم انجام می دهند ، به نوآوری آسیب نمی رسانند. در طی دو ماه آینده این یک آزمایش در مورد چگونگی عملکرد این نوع بازی ها خواهد بود.

چشم انداز جهانی نیز بسیار جالب است زیرا شما روسیه ، چین و ایالات متحده را در اختیار دارید که همه آنها سعی در تضعیف یا جلوگیری از تضعیف دلار آمریکا از طریق ارز رمزپایه دارند. تیاو شرط می بندد که درست مثل انتظار است ، بیایید این بازی را ببینیم قبل از اینکه بلاکچین را کاملاً ممنوع یا تأیید کنیم.

اما فکر می کنم نقطه عطف درست مثل ، وای ، بازار ارزهای رمزپایه سال گذشته سر و صدای زیادی ایجاد کرد و هنوز هم کسری بسیار نوجوان ، نوجوان و کوچک از آنچه می تواند باشد ، بود. سقف بازار فیس بوک ، گوگل ، آمازون و توییتر هشت برابر کل بازار کل ارزهای رمزپایه در حال حاضر است.

موافقت کردم بانک آمریكا با داشتن مقدار زیادی سرمایه و بیشتر از ارزهای رمزپایه ، سرمایه بیشتری در اختیار دارد. داشتم به این فکر می کردم که امروز صبح SEC به سرعت افرادی را استخدام می کند که به دنبال افرادی در رمزنگاری بروند که مردم را از بین می برند. من همه برای انجام چنین کاری هستم اما آیا می دانید در سیستم بنیادی بانکی چه میزان تقلب در حال انجام است؟ اگر می خواهید گروهی استخدام کنید ، باید آنها را به جایی که کلاهبرداری واقعی در جریان است ، نشان دهید. ما شاهد هستیم که بسیاری از موارد مشابه در وام های مسکن دوباره ظاهر می شوند ، در حالی که آنها دوباره این وام های مسکن پرخطر را می فروشند. به نظر می رسد بسیار شبیه به 2006 ، 2007 است.

در طول دهه نود که حباب اینترنت اتفاق افتاد ، بانک های سرمایه گذاری درآمد زیادی کسب می کردند. آنها شرکتهای بدون درآمد را بیرون می آوردند که هیچ حق خرید عمومی ندارند. آنها 500،000،000 دلار ارزیابی می کنند و Goldman Sachs 30٪ می گیرند زیرا 6٪ از هر آنچه که بود دریافت می کنند. و سپس م&الف – من یک شرکت به قیمت 750،000،000،000 دلار خریداری کردم. من یک شرکت دیگر به مبلغ 600،000،000 $ خریدم. همه این پول های دیوانه همه از طریق سیستم بانکی سنتی بود. هیچ کس در این مورد چیزی نگفت. و اتفاقاً ، بسیاری از شرکتها بودند که کلاهبرداری کلان داشتند ، اما SEC برای انجام هر کاری تلاش نمی کرد.

مشکل بزرگ این است که همه [مدل فعلی ICO و جمع آوری کمک مالی ارز رمزنگاری شده] از طریق فروشندگان کارگزار انجام نمی شود ، بانک های سرمایه گذاری چیزی دریافت نمی کنند ، اما کل اندازه اکوسیستم رمزنگاری ، کوچک است. اشتباهی رخ داد که بانک آمریکا مرتکب شد. آنها می خواستند به سهامداران سود سهام بدهند و باید سرمایه ای را به نام ردیف یک داشته باشند و باید سرمایه کافی داشته باشند که بتوانند مقداری از آن را به سهامدارانشان بدهند. آنها باید مبلغ سرمایه خود را به دولت می دادند و یک اشتباه 250 میلیارد دلاری مرتکب شدند. این یک اشتباه بود عددی که اکنون در رمزنگاری درباره آن صحبت می کنیم ، چیست؟ این ارزش خالص بیل گیتس و جف بزوس است؟ آیا این واقعاً از نظر اندازه صنعت در مورد آن صحبت می کنیم?

وقتی به 2008 نگاه می کنید و اینکه آنها با تعهدات وثیقه ای در بازار مسکن چه می کردند؟

-بله.

دولت به معنای واقعی کلمه هیچ کس را مجازات نکرده است.

-هیچ ، صفر.

چندین نسل وجود دارد که سال 2008 را مشاهده کردند. آنها دقیقاً آنچه را که اتفاق افتاده است دیدند و مانند آنها احساس می کنند ، خوب ، دولت واضح است که جلوی این کار را نخواهد گرفت. بنابراین ، اگر آنها حتی تلاش می کنند به دنبال صنعت ارزهای رمزپایه باشند ، این فقط نشان می دهد که واقعاً سر آنها کجاست.

من فقط کنجکاو هستم که ببینم ایدئولوژی های مردم با یک دنیای رمزنگاری چگونه تکامل می یابد ، زیرا شما ترکیبی از جمعیت آنارشیست ها ، جمعیت آزادیخواه ، “ما سعی داریم با نوآوری و استفاده از این فن آوری جهان را تغییر دهیم” و غیره. من درگیری با دولت را به گونه ای پیش بینی نمی کنم که دولت بتواند چیزی را متوقف کند که جهانی و غیرمتمرکز باشد..

من فکر می کنم خاموش کردن رمزنگاری به همان اندازه که اینترنت را خاموش می کند سخت است. من در موارد مختلف به طور خاص به مردم گفته ام كه ​​من همه طرفدار این هستم كه آنها به دنبال بازیگران بد در رمزنگاری بروند و آنها را به زندان بیندازند. اما خوشحالم که اگر آنها با بازیگران بدی که دنیا را به خاطر تقلبی که در صنعت بانکداری انجام داده بود ، به زانو درآوردند ، شروع کنند. به محض این که همه آن بچه ها را به زندان بیندازید ، من کاملاً 100٪ خوب هستم که شما بیایید و مردی را پیدا کنیم که 15000،000 دلار گرفت و با آن فرار کرد وقتی ما موسسات مالی داشتیم که 4،000،000،000،000 دلار پول نقد ما را می سوزاند ، آن را سوزاند زیرا آنها تقلبی را ایجاد کردند که به آنها اجازه می داد مبالغی ظالمانه از طریق سود واقعی کاذب پرداخت کنند. از همان ابتدا ، مردم در مورد بدبینی این نهادهای دولتی حق داشتند.

یک جرم مطلق مجاز است که ادامه یابد و آن این است که بانک های این کشور دلار جمع می کنند36 تا 37 میلیارد دلار هزینه چک برگشتی. به این فکر کنید که یک شرکت بزرگ چقدر بزرگ است. اگر این اتفاق در هر جای دیگر دنیا رخ دهد ، هزینه پردازش چک برگشتی 25 سنت خواهد بود. آنها 35 دلار از شما می گیرند و 20٪ چک ​​های برگشتی از آنچه پردازش معکوس نامیده می شود ، حاصل می شود. اگر 100 دلار چک و سپس پنج چک 1 دلار بنویسید و 100 دلار در حساب خود دارید؟ آنها ابتدا 100 دلار چک می گیرند و آن را پردازش می کنند ، بنابراین اکنون شما هیچ پولی ندارید و سپس آنها پنج چک 1 دلار بعدی را می گیرند و هر کدام 35 دلار از شما هزینه می گیرند. آنها در واقع سیستم خود را تنظیم کرده اند تا حداکثر مبلغی را که می توانند از طریق چک های برگشتی از مردم دریافت کنند.

مسئله این است که شما افرادی را پیدا کرده اید که بسیار شلوغ هستند. دشوار است که دفترچه چک خود را مدیریت کنید. هیچ وقت بانکی نبوده است که دور هم بنشیند و بگوید سلام ، چگونه اطمینان حاصل کنیم که مردم می دانند مانده هایشان چیست تا چک های برگشتی نداشته باشند؟ آنها همه کارها را انجام می دهند تا مطمئن شوند شما می توانید چک خود را پس بگیرید. رمزنگاری را فراموش کنید ، فقط بفهمید که چگونه 35 میلیارد دلار پس گرفته از جیب افرادی که اساساً در انتهای پایین طیف اقتصادی-اجتماعی هستند ، به دست بیاورید. این مسخره است ، اما به همین دلیل این جنبش چنین نیرویی را پشت سر خود دارد.

این فقط افرادی هستند که بیش از حد ناامید شده اند و تا حدی خسته و بدبین هستند که چقدر شفاف است که افراد با پول زیاد در ایالات متحده ، به ویژه صنعت بانکی ، قادر به تأثیرگذاری در تصمیمات سیاسی به نفع خود هستند. و سپس فقط به ریختن 35 دلار در هر زمان برای عموم مردم ادامه می دهد.

2009/2010 ، همه م institutionsسسات مالی با پول دولت زندگی می کردند ، زیرا دولت مجبور شد همه آنها را وثیقه دهد. در سال 2009 ، نیمی از پول برای لابی گران از طریق بانک ها بود. آنها از دولت پول گرفتند ، آن را دوباره چرخیدند ، لابی گرها را استخدام کردند ، همه افرادی که با بانکداری ارتباط داشتند ، با سناتورها یا کنگره ها ، همه آنها ربوده شدند و به لابی گران صنعت مالی تبدیل شدند. میگذره.

علاوه بر نقطه عطف برای بسیاری از چیزها ، برای فن آوری ، برای تکامل انسان ، و همچنین چگونگی مشاهده قدرت مردم نیز. به یاد دارم که ژانگ شوچانگ ، استاد فیزیک استنفورد را دیدم که در مورد اینکه چگونه پول در واقع ذخیره انرژی است صحبت می کند. با توجه به این نکته ، انرژی به تسهیل حرکت و نوآوری کمک می کند. آینده بسیار جالب توانایی تبادل انرژی در سراسر جهان در هر لحظه است. حداقل برای من این نوعی از جذابیت رشد دنیای رمزنگاری است.

خوب ، ما به زودی خواهیم فهمید که چگونه همه اینها بازی می کند. من به برخی از روشنگری امیدوارم.

Mike Owergreen Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me
Like this post? Please share to your friends:
map